کدام نسل باندینگ بهتر است؟
در زمینه دندانپزشکی، عوامل باندینگ نقش مهمی در دستیابی به نتایج ترمیمی موفق دارند. این عوامل برای تسهیل چسبندگی بین ساختار دندان و مواد ترمیمی مانند کامپوزیت ها یا سرامیک ها استفاده می شوند. با پیشرفت تکنولوژی دندانپزشکی، نسل های مختلفی از عوامل باندینگ با خواص و کاربردهای متفاوت توسعه یافته اند. در این مقاله، نسلهای مختلف عوامل باندینگ را بررسی خواهیم کرد و در مورد اینکه کدام نسل ممکن است بهترین در نظر گرفته شود، بحث خواهیم کرد.
عامل های باندینگ نسل اول
عامل های اتصال نسل اول که به سیستم های اچ و شستشو نیز معروف هستند در اوایل دهه 1950 معرفی شدند. این سیستم ها شامل استفاده از اچانت اسید، در درجه اول اسید فسفریک، برای برداشتن لایه اسمیر و ایجاد احتباس میکرومکانیکی روی سطح دندان بود. سپس اچانت اسیدی شسته شد و یک پرایمر چسب جداگانه و عامل باندینگ اعمال شد.
اگرچه عوامل باندینگ نسل اول در دستیابی به چسبندگی موثر بودند، اما محدودیتهای متعددی داشتند. یکی از معایب اصلی، حساسیت به رطوبت در حین استفاده بود. آلودگی رطوبت می تواند استحکام باند را به خطر بیندازد و منجر به شکست ترمیم شود. علاوه بر این، مراحل متعدد درگیر در فرآیند برنامه، آنها را زمانبر و حساس به تکنیک کرد.
باندینگ های نسل دوم
برای رفع ایرادات عوامل باندینگ نسل اول، عوامل باندینگ نسل دوم، که به عنوان سیستم های خود اچ نیز شناخته می شوند، در اواخر دهه 1980 معرفی شدند. این سیستم ها مراحل اسید اچ و پرایمینگ را در یک محلول ترکیب کردند و فرآیند کاربرد را ساده کردند. پرایمر خود اچ شامل مونومرهای اسیدی و آبدوست بود که به طور همزمان سطح دندان را اچ میکرد و نفوذ رزین را تسهیل میکرد.
عوامل اتصال دهنده نسل دوم در مقایسه با پیشینیان خود، تحمل رطوبت را بهبود می بخشند. با این حال، آنها هنوز هم محدودیت هایی داشتند. فرآیند اچ کردن اغلب کمتر از استفاده از یک اچانت اسیدی مجزا بود که منجر به پیوندهای ضعیفتر شد. علاوه بر این، مکانیسم اچینگ و پرایمینگ همزمان کنترل عمق اچ و نفوذ رزین را محدود کرد.
عامل اتصال نسل سوم
عوامل اتصال نسل سوم، همچنین به عنوان سیستم های کل اچ یا اچ و شستشو، در دهه 1990 معرفی شدند. این سیستم ها مرحله اسید اچ جداگانه را مجدداً معرفی کردند و امکان اچ کردن مینا و عاج موثرتر را فراهم کردند. اچانت اسیدی سطح دندان را برای حفظ میکرومکانیکی بهینه آماده می کند، در حالی که عامل باندینگ یک لایه رزینی برای چسبیدن به مواد ترمیمی فراهم می کند.
عوامل اتصال نسل سوم در مقایسه با سیستم های نسل دوم، استحکام پیوند بهتری را ارائه می دهند. مرحله اچینگ جداگانه امکان کنترل دقیق روی عمق اچ مینا و عاج را فراهم میکند که منجر به پیوندهای قویتر و بادوامتر میشود. با این حال، آنها هنوز هم دارای معایبی بودند، از جمله حساسیت تکنیک و پتانسیل حساسیت بعد از عمل به دلیل قرار گرفتن توبول های عاجی.
باندینگ نسل چهارم
عامل های اتصال نسل چهارم، همچنین به عنوان سیستم های خود اچ یا خود پرایمینگ شناخته می شوند، در اوایل دهه 2000 معرفی شدند. هدف این سیستمها سادهسازی بیشتر فرآیند پیوند با حذف کامل مرحله اچ کردن اسید بود. پرایمر خود اچینگ حاوی مونومرهای اسیدی ملایمی بود که به طور همزمان سطح دندان را اچ و پرایم می کردند. سپس عامل باندینگ مستقیماً روی پرایمر اعمال شد.
عوامل اتصال نسل چهارم پیشرفت های قابل توجهی در سهولت استفاده و کاهش حساسیت تکنیک ارائه کردند. با حذف مرحله اسید اچ، خطر اچ بیش از حد مینا و عاج به حداقل رسید. با این حال، آنها همچنان در دستیابی به استحکام باند بهینه با چالش هایی مواجه بودند، به ویژه هنگامی که روی مینای دندان غیر پوسیدگی یا عاج اسکلروتیک استفاده می شوند.
باندینگ نسل پنجم
عوامل باندینگ نسل پنجم، همچنین به عنوان سیستم های چسب جهانی شناخته می شوند، در اواخر دهه 2000 معرفی شدند. هدف این سیستم ها غلبه بر محدودیت های نسل های قبلی با ارائه یک راه حل اتصال همه کاره بود. بسته به ترجیح پزشک و شرایط بالینی خاص، چسب های جهانی می توانند در حالت های مختلف کاربرد، از جمله اچ و شستشو، خود اچ یا اچینگ انتخابی استفاده شوند.
عوامل اتصال نسل پنجم مزیت تطبیق پذیری و پروتکل های چسب ساده را ارائه می دهند. آنها یک سیستم چسب واحد ارائه کردند که می توانست برای روش های مختلف ترمیمی استفاده شود و نیاز به محصولات متعدد را کاهش دهد. با این حال، نگرانی ها در مورد استحکام باند و طول عمر، به ویژه در موقعیت های بالینی چالش برانگیز، همچنان ادامه دارد.
باندینگ نسل ششم
در حال حاضر، توافق عمومی پذیرفته شده ای در مورد وجود عوامل پیوند دهنده نسل ششم وجود ندارد. برخی از کارشناسان سیستمهای چسب جهانی اخیراً توسعهیافته را بهعنوان نسل ششم طبقهبندی میکنند و به پیشرفتهای آنها در فناوری اتصال و توانایی اتصال به لایههای مختلف اشاره میکنند. با این حال، تحقیقات و اعتبار سنجی بیشتر برای استحکام طبقه بندی آنها ضروری است.
نتیجه
در نتیجه، انتخاب بهترین عامل باندینگ نسل به عوامل مختلفی از جمله وضعیت بالینی خاص، استحکام باند مورد نظر و ترجیحات پزشک بستگی دارد. هر نسل از عوامل باندینگ مزایا و محدودیتهای خود را دارد و نسلهای بعدی به معایب نسلهای قبلی خود میپردازند. در حالی که سیستمهای چسب جهانی نسل پنجم تطبیقپذیری و پروتکلهای سادهشده را ارائه میدهند، عملکرد طولانیمدت آنها نیازمند بررسی بیشتر است. پزشکان باید نیازهای فردی هر مورد را در نظر بگیرند و عامل پیوندی را انتخاب کنند که به بهترین وجه با نیازهای بالینی آنها مطابقت دارد.
